تبليغاتX
پرستار كوچولوي نامهــــــربون


پرستار كوچولوي نامهــــــربون

تو چنگ ابرای بهار افتادم و در نمیام
چشمامو سرزنش نکن، از پسشون برنمیام

پیر شدم تو این قفس، یکم بهم نفس بده
رحم و مروتت کجاست، جوونیامو پس بده

فکر نمی کردم بذاری زار و زمینگیر بشم
فکر نمی کردم که یه روز این جوری تحقیر بشم

اون همه که دلم برات به آب و آتیش زده بود

حتی اگه سنگ بودی، دلت به رحم اومده بود

دلش نخواست و نمی خواد یه روز به حرفام برسه
شاید می خواد رقیب من به آرزوهام برسه

پسند من تو هستی که این همه بخت من سیاست
دلبر خودپسند من قله ی خوشبختی کجاست

ازت می خواستم بمونی، بهت می گفتم که نری
این روزا نیستی اما باز، به پات می افتم که نری

تو فکرتم اما دلم
هی میگه فکرشم نکن
یه کم به فکر تو نبود
پس دیگه فکرشم نکن

فکر نمی کردم بذاری زار و زمینگیر بشم
فکر نمی کردم که یه روز این جوری تحقیر بشم

اون همه که دلم برات به آب و آتیش زده بود

حتی اگه سنگ بودی، دلت به رحم اومده بود

بهت میگفتم که نری...
بهت میگفتم که نری...

ازت می خواستم بمونی، بهت می گفتم که نری
این روزا نیستی اما باز، به پات می افتم که نری
..........
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:15 توسط عـــــلـــــي | |




کجاس بگو
اون که برات می مرده کو
اون که قسم می خورده که دوسِت داره
اما به جاش با یه قسم هرچی که داشتی برده کو



تنها شدی
باز تف سربالا شدی
گذاشت و رفت، دیدی دوسِت نداشت و رفت

کجاس بگو
اون که برات می مرده و هرچی که داشتی برده کو



اون که یه باره اومد و آتیش به زندگیت زد و ازت برید
اون که دل ساده و تنهاتو به صُلابه کشید

یادت باشه منتظر اون که میگه دردتو می دونه نشی
حرفاشو باور نکنی، هرکی بیاد نمک به زخمت می زنه
ساده ی دلداده ی من گول نخوری، دوباره دیوونه نشی

کجاس بگو...
اون که برات می مرده کو...
اون که قسم می خورده که دوسِت داره...
کجاس بگو
اون که برات می مرده کو
اون که قسم می خورده که دوسِت داره
اما به جاش با یه قسم هرچی که داشتی برده کو


تنها شدی
باز تف سربالا شدی
گذاشت و رفت، دیدی دوسِت نداشت و رفت

کجاس بگو
اون که برات می مرده و هرچی که داشتی برده کو



اون که یه باره اومد و آتیش به زندگیت زد و ازت برید
اون که دل ساده و تنهاتو به صُلابه کشید

یادت باشه منتظر اون که میگه دردتو می دونه نشی
حرفاشو باور نکنی، هرکی بیاد نمک به زخمت می زنه
ساده ی دلداده ی من گول نخوری، دوباره دیوونه نشی

 
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 14:57 توسط عـــــلـــــي | |




آهای همیشه و هنوزو قلبم
خبر داری داره میسوزه قلبم
یه بار شده سراغمو بگیری
سراغ درد و داغمو بگیری
جای اینکه تشنه ی خونم باشی
یه بار شده دل نگرونم باشی
اما با این همه نامهربونی
کاشکی بفهمی که عزیز جونی
یار قشنگ دلم، بیا که تنگه دلم
تا کی با دلتنگی باید بجنگه دلم
من از تو بیخبرم تو از همه دنیا
نمی دونی بی تو پر از غمه دنیا
خنده رو از روی لبم گرفتی
عشقمو خیلی دسته کم گرفتی
حیف نبود، به جای حق شناسی
این همه بی وفایی، ناسپاسی
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 14:45 توسط عـــــلـــــي | |



من از كدام ديار آمدم كه هر باغش

هزار چلچله راگور گشت و بي گل ماند
من از كدام ديار آمدم كه در دشتش
نه باغ بود و نه گل
 تير بود و مردن بود
و در تب تف مرداد
 جان سپرد
گذشت تابستان
دگر بهار نيامد
و شهر شهر پريشيده
بي بهاران ماند
 و دشت سوخته در انتظار باران ماند
اميد معجزه يي ؟
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 15:21 توسط عـــــلـــــي | |


چه ساده عاشقت شدم, عاشق ِ دیوونگیات
دلم رو بردی با همون برق ِ قشنگ ِ توو نگات

گذاشتم عمر و جونمو به پای دوس داشتن ِ تو
هر کاری کردم واسه ی دوباره برگشتن ِ تو
دوباره برگشتن ِ تو

من که نمیخواستم از توو قلبِ من بری

یادته که میگفتی از همه عاشقتری
چی شد که باز به دلم تو پشتِ پا زدی؟
جواب عشقمو دادی با این همه بدی

هر کاری کردم که نری اما بازم فایده نداشت
چی شد که دنیام شده بود رفت و منو تنها گذاشت
هنوز نمیشه باورم چه ساده دل کندی ازم
تویی که پای عشقمون با گریه میخوردی قسم

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 15:5 توسط عـــــلـــــي | |

می بخشمت اما می خوام ، که حرفمو بهت بگم
تا وقتی من فکر توام ، نمیشه از پیشت برم

می بخشمت به خاطره ، دلی که عاشقه توه
سهم من از خواستن تو ، یه عشق بی توقعه

من موندم و این انتظار ، واسه برگشتن تو
خودت می دونی که برام ، حسرت داشتن تو

دلم می خواست که عشقمو ، با قلب تو قسمت کنم
رفتی ولی هیچ وقت نشد ، به رفتنت عادت کنم

اگه تو رو می بخشمت ، شاید لحظه هام پر از غمه
حالا اینو خوب می دونم ، شبیه تو خیلی کمه


اگه تو رو می بخشمت ، به خاطر خاطره هاست
گذشته ها گذشته است ، نگو که راهمون جداست
نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 21:19 توسط عـــــلـــــي | |


 
نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 21:18 توسط عـــــلـــــي | |

کوچه شهر دلم
از صدای پای تو خالیه
نقش صد خاطره از روزای
دور عابر این کوچه خیالیه
به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیاد

توی حجله چشام عروسه خواب نمیاد
کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه
همه روزاش ابریه روز آفتابیش کمه
غم تنهایی داره کوچه دل بدون تو
همه شعر دفترمن مال تو برای تو
بوی دستای تو داره غربت دستای من
یاد قصه های تو داره مونس لحظه های من
به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیاد
توی حجله چشام عروسه خواب نمیاد
کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه
همه روزاش ابریه روز آفتابیش کمه
نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:27 توسط عـــــلـــــي | |


Design By : Night Skin