تبليغاتX
پرستار كوچولوي نامهــــــربون -


پرستار كوچولوي نامهــــــربون

بی تو خاموش دل من مثل فانوس شکسته!

جای خالی تو هر شب؛کتاب حرفامو بسته

رفتی و اسم قشنگت مونده رو ديوار کوچه

غبار غصه گرفته؛سينه ی تب دار کوچه

عاقبت يک شب تاريک غزل رفتنو خوندی

منو با چشمای ابری ميون دريا نشوندی

بين دستای من وتو ديوار فاصله مونده

به گمونم راز مارو يه کسی بی صدا خونده!

واسه ی اين دل تنها سخته شبهای جدايی

سخته با چشمای بسته گذر از روز طلايی!

نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 17:15 توسط عـــــلـــــي | |


Design By : Night Skin